۰۵ مرداد ۱۴۰۰ ۲۳:۳۹

نقد و بررسي روانكاوانه شخصيت زال از نگاه آلفرد آدلر

در ميان رويكردهاي گوناگون نقد و بررسي آثار ادبي كه از ابتداي قرن بيستم شكل گرفت، نقد روانکاوانه آثار هنري و تحليل متون ادبي از منظر روان شناسي از ويژگي خاصي برخوردار است. فرويد به عنوان بنيان گذار روانكاوي توانست با توجه به دريافت هاي جديد و نوآورانه خويش از روان انسان و كشف ابعاد جديدي از وجود آدمي، قرائت تازه اي را از متون ادبي و اساطيري و آثار هنري به مخاطبان خود ارايه دهد. توجه وي به تحليل رواني مولف از خلال اثرش، بزرگ ترين دستاورد او در اين زمينه بود. پس از وي نقد روانكاوانه دستخوش تحولات گوناگوني شد كه يونگ، آدلر، ارنست جونز، اريك اريكسون از فعالان در زمينه تحول و پرورش اين روش نقد بودند. در جريان اين تحولات، يكي از برجسته ترين روش هاي تحليل آثار ادبي، نقد و تحليل شخصيت هاي اثر ادبي از منظر روان شناسي است كه توسط شاگردان فرويد به ويژه ارنست جونز پيگيري، و به عنوان يكي از برجسته ترين رويكردهاي نقد روانکاوانه كلاسيك مطرح شد. اين روش به دليل پويايي و ساختارمندي، امروزه نيز به صورت رويكردي برجسته و مطرح در نقد روانکاوانه مدرن از اهميت بسزايي برخوردار است. در اين تحقيق سعي شده است شخصيت زال در شاهنامه از نگاه روان شناسي مورد نقد و بررسي قرار گيرد و ويژگي رواني اين شخصيت در چارچوب نظريه عقده حقارت و برتري جويي آلفرد آدلر تحليل و بررسي شود.

دریافت اصل مقاله
عنوان مقاله: نقد و بررسي روانكاوانه شخصيت زال از نگاه آلفرد آدلر

نویسندگان: قبادي حسينعلي, هوشنگي مجيد


در حال بارگذاری..